
گرفتار بلا بودی، گرفتار بلا بودم خبر دارم کجا بودی، خبر داری کجا بودم تو طشت طلا بودی، نبودم زیر دست و پا بودم، نبودی روی نیزهها بودی، نبودم تو نامحرما بودم، نبودی مثه من کبوده بدنت، مثه تو کبوده بدنم نبودم ببینم زدنت، نبودی ببینی زدنم (آه ابتا ابتا ابتا)3 **** شبیه آیینه بودم، ولی حالا ترک خورده ببین بابا شبیه تو، به زخم من نمک خورده تو زخم زبون خوردی، ندیدم من از شامیان خوردم، ندیدی سَنان از سِنان خوردی، ندیدم منم خیزران خوردم، ندیدی مثه من کبوده بدنت، مثه تو کبوده بدنم نبودم ببینم زدنت، نبودی ببینی زدنم (آه ابتا ابتا ابتا)3 **** چهل منزل برای من، سپر شد عمۀ سادات توی کوفه توی بازار، دم دروازۀ ساعات دلش روضهها داره بابایی برا معجرِ پاره بابایی نگاهش شرر باره بابایی رو هم چشم نمیذاره بابایی مثه من کبوده بدنش، مثه اون کبوده بدنم جلو چشمای من زدنش، جلو چشمای اون زدنم (آه ابتا ابتا ابتا)3 ****