
همه از کربوبلا دست پر برگشتند ۲ غیر زینب که همه زندگیاش غارت شد سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرم سرت کو؟ سرت کو؟ به دامان بگیرم سراغ سرت را من از آسمانها سراغ تنت از بیابان بگیرم تو پنهان شدی زیر انبوه نیزه من از حنجرت بوسه پنهان بگیرم ۲ حسین! خون حلقومت آب حیات است من از بوسه بر حنجرت جان بگیرم کمی از سرنیزه پایین بیا تا برای سفر بر تو قرآن بگیرم (رسیده کجا کار زینب که باید سرت را من از این و از آن بگیرم ۲) ۲ سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرم سرت کو؟ سرت کو؟ به دامان بگیرم