
شب جمعه است، حرم الان شلوغه کاش میگفتم، هر چی روضهاست دروغه مثلا این،که تو رو تشنه کشتن سر فرصت، تو رو با دشنه کشتن بارونه کربلا، وقتی که زهرا مهمون کربلا وقتی که نوحه میخونه کربلا غوغا میشه، بلوا میشه، مثل روز عاشورا میشه سر پیراهنت، پیرم کردن از زندگی، سیرم کردن... سر تو از سر نِی میافتاد هی میافتاد مادرت، هی میافتاد خواهرت حسین وای... عصر گودال، هرچی که بود و بردن پیش چشم، دخترات آب میخوردن خیمهها سوخت، وقت تاراج و غارت زن و بچهات، همه رفتن اسارت بی محمل بردنم، چندتا لا ابالیه قاتل بردنم دستای بسته چهل منزل بردنم نیزه نیزه، ناقه ناقه، روی قلبم یک دنیا داغه سر هر کوچه من، سنگ میخوردم از آشنا...