نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هزار شكر كه از خون دل وضویی هست لباس مشكی مان هست، آبرویی هست بیا حسین بگو تا كه ما به سر بزنیم میان شاه و گدا راه گفتگویی هست همیشه سنگ غمش را به سینه ام زده ام خوشم برای شكستن مرا سبویی هست دوباره چشم شما زخم می شود دیر است مرا ببین كه به چشمت هنوز سویی هست مرا برای مُحرَّم دوباره مُحرِم كن منای كرببلا هست، آرزویی هست مرا بِكُش به همان روضه های ناگفته همیشه پیش شما روضه ی مگویی هست گمان كنم نرسم تا به شام عاشورا فقط برای همین چند شب گلویی هست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد