
میسوزی آروم، شبیه شمعی تو رو زدم جلوم یه عدّه دسته جمعی حق داری خانوم که رو بگیری یه جور زدن نمیتونی وضو بگیری وای یه حرفیه گلایه کوثر مقصوره بودی شدی آیه از تنت چیزی نمونده جز یه سایه کمرم شکست، سپر بلا شدی و پشت در سپرم شکست کمرم شکست، مثل پهلوی شکسته ات غرور پسرم شکست حسنُ ببین، ببین کودکی بچّهمو بهم زدن اون دو تا لعین حسنُ ببین، هی به فضّه میگه دستاشو بگیر نخوره زمین حسنُ بیین وای مادر، مادر، مادر کبوده بازوت، شکسته پهلوت فکر علی رو کن به جای فکر تابوت آتیش به جون خونه میافته وقتی که از دستای تو شونه میافته وای سوالِ بی جوابی زخمای تنت نمیذارن که بخوابی من تو رو به زحمت انداختم حسابی چه هجومی بود، روی چادر تو جای لگد اون حرومی بود چه هجومی بود، اون که زندگیمو بهم زده اون حرومی بود آیهی کبود، آخرش ما پیر شدیم به پای هم امّا خیلی زود آیهی کبود، به خودم همش میگم کاش لااقل پا به ماه نبود وای مادر، مادر، مادر