نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

الان باید صدای محسنم تُو خونه میپیچید توی گهواره بود و گریه میکرد یا که میخندید تُو آغوشت باید محسن رو میگرفتی نه بازوت باید دست روی دست بچّهمون میذاشتی نه پهلوت به تو بیشتر رفته بود یا من آخرش نفهمیدیم زهرا گهواره ساخته بودم واسهش تو بگو چیکار کنم حالا من که هستم چرا ترسیدی بدنت کبوده یا که برا محسن مشکی پوشیدی آخ چقدر لاغر شدی زهرا خواب دیدم که خوب شدی و دوباره مادر شدی زهرا ای همه تَوون من نرو ای زن جَوون من نرو... ***** الان باید که محسن بازی میکرد توی این خونه باید که خاطرات خوبمون میشد همین خونه آره زهرا، آره زهرا خیال کن که بزرگ میشد تو رو مادر صدا میکرد خیال کن توی کوچه بازی با این بچّهها میکرد آره زهرا، آره زهرا به تو وابسته میشد یا من آخرش نفهمیدیم زهرا کلّی آرزو براش داشتم تو بگو چیکار کنم حالا خیلی زهرا صورتت زرده چی میگه حسن تُو خواب میترسه کی دوباره برگرده بری تو علی میمیره ها نگو که نمیمونی اگه بگی گریهم میگیره ها ای همه تَوون من نرو ای زن جَوون من نرو...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد