
سلمان دیدی زنم رو بد زدن سلمان دیدی بهش لگد زدن خالد میزد، قنفذ تایید میکرد بچّهها رو ثانی تهدید میکرد از لای در شعله بالا میرفت مسمار در سمت زهرا میرفت زهرا زهرا، زهرا زهرا جانم سلمان دیدی شکست غرور من سلمان دیدی بهم میخندیدن مادر میسوخت همراه در میسوخت آیههای پاک کوثر میسوخت مضطر بودش فکر حیدر بودش زیر پای سیصد نفر بودش زهرا زهرا، زهرا زهرا جانم