مادر نبین که انقده خسته‌ام

مادر نبین که انقده خسته‌ام

[ ابوذر روحی ]
مادر نبین که اینقده خسته‌ام 
غصه نخور، مراقبت هستم
از مادری دست برنمی‌دارم
حتی اگه بشکنه این دستم 

نترس اگه آتیش گرفت خونه
نترس اگه خونه پر از خونه 
دردِ تورو کسی نمی‌بینه
دردِ منو کسی نمی‌دونه 

(اگه مادر به سمتِ من لگد اومد، نترسیا)۲
اگه نامرد تویِ کوچه بلند داد زد، نترسیا

چطور دلت میاد جدا شی اینطوری؟!
آخه دیگه چرا تکون نمی‌خوری؟!

خالی شد از گُلِ رویِ تو دامنم
گلبرگایِ تو ریخته رویِ پیرهنم

*****

شیش ماهه من همراهِ تو بودم 
من بچه‌یِ تو راهِ تو بودم 
از وقتی که صداتو حس کردم 
مشتاقِ رویِ ماهِ تو بودم 

تو اولین پناهِ من بودی
مادرِ بی‌گناهِ من بودی 
چی شد که دستامو رها کردی 
تویی که چشم به راهِ من بودی 

از این پهلو به اون پهلو شدن
 واست نفس‌گیر بود 

رسید فِضه تویِ کوچه به دادِ من
ولی دیر بود 

منی که زخمیِ این شعله‌ها شدم 
همین که میخ نشست، ازت جدا شدم 

آتیش گرفت همه بود و نبودِ تو
من دست و پا زدم تویِ وجودِ تو 

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا ...

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های ابوذر روحی

نظرات