میان عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست

میان عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست

[ سعید کرمعلی ]
میان عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست
گناهکاری من، بین ما حجاب شد

چقدر پیش نگاه تو، معصیت کردم 
چقدر پیش تو، عاشقت خراب شده

به سیلی پدرانه همیشه محتاجم
که سر به راه شد آن طفل که عتاب شده

یا صاحب الزمان...

به غیر پشت در خانه‌ات کجا برود
همان گدای سرافکنده‌ی جواب شده

وصال یار به جز سوختن میسر نیست
بگو به شمع که پروانه‌ات مجاب شده

بسوزان هر طریقی میپسندی
که آتش از تو و خاکستر از من

درخت آب نخورده، ثمر نخواهد داد
دعا به لطف همین گریه مستجاب شده

تو را به خون علی‌اصغر حسین بیا
بیا که شیعه‌ی تو غرق در عذاب شده

سه شعبه خورد به مشکی و آبرویی ریخت
رشید اهل حرم از خجالت آب شده

عمو کجاست ببیند به جای جرعه‌ی آب
طناب حرمله‌ها قسمت رباب شده

شب هفتم شیر آوردن ، نذر اون که شیر نخورده
چرا اینقدر بیقراری، بچه‌تون که تیر نخورده

مجلس زنونه امشب روضه رو بهتر می‌فهمه
حرف مادر عزادار رو فقط مادر می‌فهمه

علی لای لای، علی لای لای...

بری از هر کی بپرسی، میگه باورم نمیشه
بچه‌ی سیرخپاره رو لب تشنه کشتن مگه میشه

بخدا تصورش هم دل ما رو می‌سوزونه
بچه آب بخواد و بابا، نتونه آب برسونه

ولی کربلا چه مردند، غم ما رو زنده کردند
پسر از تشنگی جون داد، پدر و شرمنده کردن

حرف اِن لن ترحمونی، جون ادمو میگیره
هی می‌گفت آبش بدین یا آبشم ندین میمیره

یه دفعه صدایی اومد، علی‌اصغر یه تکون خورد
خون گرفت صورت شاه و، تیر و دید به استخون خورد

اون طرف رباب تو خیمه، دنبال خبر می‌گرده
این طرف حسین با گریه، هی میره هی برمی‌گرده

آنقدر لب تشنه و معصوم بود، گریه هم می‌کرد نامفهوم بود

یه کم آروم گریه کنید علیم خوابیده
خنده رو لب‌هاشه مگه چه خوابی دیده

کاش دشت رو‌به رویت، لااقل یک مرد داشت
یک سؤال مادرانه، تیر خیلی درد داشت 

خودم با این دستام، قنداقتو بستم
برو ولی مادر، منتظرت هستم

دیر شد و فهمیدم، شلوغ شده میدون
اومدم اهسته، از تو حرم بیرون

دیر شد و فهمیدم، رنگ بابات زرده
میگن بابا تو راه، خیمه رو گم کرده

حسین...

یک علی روی عبا و یک علی زیر عبا
چیزی از علی‌هام نمونده برام
دیگه نام ندارم، تا خیمه بیام

خجللت‌زده‌ام کرد جلوی رباب
سه شعبه که بیرون، زده از عبام

دست و پا میزد، دست و پا میزد

حجم تیر آخر گرفتارت کرد
خواب بودی، حرمله بیدارت کرد

یک علی روی عبا و یک علی زیر عبا
خوب شد بر روی دوش خود عبا انداختم

تیر را بیرون کشیدم خس خس تو قطع شد
ای زبان بسته، تو را من از صدا انداختم

حرمله بعد از شکارت، چند تا خلعت گرفت
گفت با یک تیر اما تو را انداختم

آه از سنگی که بر من خورد، بعدش بر تو خورد
شرمگینم که تو را زیر پا انداختم

دست بسته می‌دود دنبال تو با خواهرم
مادرت را بین مشتی بی حیا انداختم

حسین ...

تنت جدا سرت جدا رو دست باباس
اخه گلوی کوچیکت، سه شعبه می‌خواست

سه شعبه تیر آخره از قد تو بلندتره
مادر نبینم که سرت رو نیزه بالاست

بمیرم واسه اون حلق پاره شده
حالا قبر تو مثل گهواره شده

لالا لالا لالا لالا لا گلم لالا گلم لالا

مثلاً تو رو تاب میدم، مثلا تو رو آب میدم
مثلاً تو صدام مردی، من با خنده جواب میدم

مثلاً عمو برگشته، شدم اره خیالاتی
مثلاً همه جمعیم و توی آغوش باباتی 

یه مادر، وقتی لالایی نخونه
میمیره گوشه‌ی خونه
درد منو کی می‌دونه 

لالایی گلم..‌.

گیرم از چشم حرم حلق تو را پوشاندم
تیر بیرون زده از زیر عبا را چه کنم

از بدن تجربه‌ی تیر کشیدن دارم
ولی این تیر سه شعبه است، خدایا چه کنم

علی عادت به انگشت عمو داشت
به جایش تیر را محکم گرفته

حسین...

الهی کاش چشمم تر نمیشد 
و این گهواره بی اصغر نمیشد

خوشم با یادگاری‌هات ای کاش
که زخم ناخنم بهتر نمیشد

غم آهنگی گرفته مادر تو
ز خون رنگی گرفته مادر تو

از آن دم که نفس در سینه‌ات سوخت
نفس تنگی گرفته مادر تو

حسین...

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سعید کرمعلی

نظرات