حلالم کن اگه از غم تشنگیِ تو نمردم حلالم کن اگه جونم و پای غمت نیاوردم حلالم کن آقاجانم... هر چقدم گریه کنم سیر نمیشم حسین جانم من چجوری از غم تو پیر نمیشم حسین جانم حلالم کن اگه از غم تشنگیِ تو نمردم **** خسته بود آقا، تازه روی مرکبش نشسته بود آقا تکوتنها بود، نگران خیمهٔ زنها بود، خسته بود آقا و سیعلمو الذین ظلموا تیرها دخیل بستهد به گلو قرآن فاطمه شد زیرورو و سیعلمو الذین ظلموا **** خدا داره میبینه چقدر شلوغه گودال حسین گیر افتاده تو وسط این جنجال خدا داره میبینه بلند شو از رو سینه **** کمتر اذیتش کنید خواهرش میبینه دستوپا میزنه **** امان ای دل، آروم نمیشه با گفتن چشم خاک روشن، خاکش نگردن و رفتن **** خواهش میکنم، برید کنار من خودم خاکش میکنم **** لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم به من