
فکرِ مرا کردی که میخواهی بروی کِی بارِ خود بستی، شدی راهی بروی تنها میمانم، فاطمه جان ای جان، ای جانم، فاطمه جان صد راز از آن روز در دل نهفتی از آنچه شد هرگز با من نگفتی دیدم آن روز، یک صحنه همین دیدم افتادی رویِ زمین دشمن بود و تو فاطمه جان شعله بود و تو فاطمه جان تنها میمانم، فاطمه جان ای جان، ای جانم، فاطمه جان ***** گرمایِ دستانِ تو، گرمایِ دلِ من آتش نزن با رفتنت بر حاصلِ من دردت به جانِ من، ای جانِ حیدر سوسو مزن پیشِ چشمانِ حیدر اصلاً نه که به خاطرِ من بنگر بر حال و روزِ حسن بنگر بر این اشکهایِ روان دِق کرد آخر، پیشش تو بمان تنها میمانم، فاطمه جان ای جان، ای جانم، فاطمه جان صد راز از آن روز در دل نهفتی از آنچه شد هرگز با من نگفتی دردت به جانِ من، ای جانِ حیدر سوسو مزن پیشِ چشمانِ حیدر دیدم آن روز، یک صحنه همین دیدم افتادی رویِ زمین تنها میمانم، فاطمه جان ای جان، ای جانم، فاطمه جان