
امشب، نشد ببینمت تو کربلا عزیزم تو عیادتم بیا، توی بسترم توی بستر، انقد از یاد تو سوختم میبینی چه پیرهنی، واسه تو دوختم؟ بعد من خواهر تو، هواتو داره (شبا ظرف آب، کنار تو میذاره) ۲ (بیقرار من نباش، حسین من حسین من گریه کن یواش یواش، حسین من حسین من...) امشب، شب جمعه و روضه خون منم میسوزه وقت روضه خوندنم، قلب آسمون امشب، تو بسترم با احوال بدم برای تو به صورتم زدم، مثل روضه خون ته گودال تو رو تنها گیر آوردن پیرهنی که واسه تو دوختمو بردن گفتی العطش، صداتم که بریدن تشنه بودی، جلوت آبو سر کشیدن (زیر دشنه کشتنت، حسین من حسین من تشنه تشنه کشتنت، حسین من حسین من...) ۲ امشب که میشه آخرین قرارمون وداع تلخ و گریهدارمون، سخته مادری امشب، زدم بوسه دم گلوی تو چقدر شونه زدم به موی تو، دم آخری ولی شمر موی تو رو بهم میریزه خاک گودال تو، رو سرم میریزه روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد...