
محکم در میزنن لای تختههای در خنجر میزنن با لگد به سینۀ مادر میزنن محکم در میزنن سر سقط جنین مردی مادر از بس لگد خوردی مادر از بس لگد نرو نرو، میبینی بی کسیِ حیدرو دستام میلرزه تا حرف رفتن میاد دست و پاهام میلرزه افتاد مادر ولی برنداشت یه لحظه حتی دست از علی دومی میزد و میخندید اولی پهلوت خورده شکاف.... حسین وای حسین وای....