نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گذشت کن که بسی اشتباه آوردم دلی شکسته به شوق نگاه آوردم عذاب بدتر از این کم محلیام بکنی مرا ببخش که بار گناه آوردم رجای لطف تو خوف عذاب را کم کرد من از خودت به خود تو پناه آوردم تو عفو کردی و من راه خویش کج کردم رها زِ چاله شدم رو به چاه آوردم زیادی گنه من کجا و بخشش تو کنار کوه کرم پَرِ کاه آوردم مرا به موی سفیدم ببخش رَب کریم اگر چه سوی تو رویی سیاه آوردم بیا به حق علی بیمعطّلی بخرم کنون که سجده بر این بارگاه آوردم غلام قنبر ِاویَم به فاطمه سوگند ببین عجب قسمی را گواه آوردم علی علی به لبم رو به علقمه کردم شب نهم شده و رو به ماه آوردم شب نهم شد و دستم دخیل بیدست است دوباره رو به علمدار شاه آوردم تو ماندی و خبرت را به جای پیکر تو کشان کشان به سوی خیمهگاه آوردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد