نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای ابر خطا پوش سر تا پا خطایم راهم دادهای تا مهمانی بیایم بین بندههایت آلوده ترینم آمدم نزولِ رحمتت ببینم یارب یا الهی یارب یا الهی میلرزد صدایم از ترس قیامت میخوانم دعا را با اشک ندامت مُشتم وا نکردی ستارالعیوبی تو نگفته دردم میدانی به خوبی یارب یا الهی یارب یا الهی شرمنده ز رویِ صاحب الزّمانم میدهم سلامش با اشک روانم گشته از غریبی آواره به صحرا نورش در قنوتم میتابد سحرها العجل ای آقا روزه دارِ صحرا با گریه دلِ شب رنگ و بو گرفتم با دعایِ زهرا آبرو گرفتم خواهم حاجتم را از حیدر بگیرم رو به روی ایوان در نجف بمیرم حیدر یا علی جان حیدر یا علی جان تنها ثروت من این در عالمین است ای مردم بدانید اربابم حسین است خوبیهای آقام از یادم نرفته در هر غم حسین جان دستم را گرفته اربابم حسین جان اربابم حسین جان در شبهای جمعه آید ناله برگوش مادر جسم بی سر میگیرد در آغوش میگوید بُنَیَّ با قدی خمیده میبوسد به گریه رگهای بریده ای غریب مادر ای غریب مادر خیلی اذیّتم کرد عریان کردن تو میچینم به روی دامنم تن تو ای خوش قد و بالا خیلی کم شدی تو با رَمل بیابانها دَرهم شدی تو ای غریب مادر ای غریب دار *** باعث حیرت لشکر شده شمر لعنتی از همه بدتر شده شمر در نیاورد زِ پا چکمهی خویش بیهوا راهی منبر شده شمر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد