نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گناهان مرا دیدی و عِتاب نکردی عذاب بود سزایم ولی عذاب نکردی به سینهام چقدر دست رَد زدند خلائق فقط تو از منِ آواره اجتناب نکردی همیشه با عجله آمدی زمان اجابت ولی برای قهر ولی ذرّهای شتاب نکردی نخواستی که دل سائلی شکسته بماند هر آنچه بود خریدی و انتخاب نکردی هزار بار مرا خواندی و جواب ندادم صبور بودی و این بنده را جواب نکردی فدای معرفتت هر چه هم خراب نمودم به پیش حیدر و زهرا مرا خراب نکردی مرا که سوختم از دوری نجف دو سه سالی چه شد که زائرصحن ابوتراب نکردی فقط برای همین اشک در عزای حسین اگر به حَشر گناه مرا حساب نکردی آهای شمر حرامی که رفتهای ته گودال نظر به رحمت انوار آفتاب نکردی تمام شد دگر از سینهی حسین جدا شو مگر محاسن او را به خون خضاب نکردی هرآنچه ناله زد از اوج تشنگی جگرم سوخت توجهی به نگاهش به سوی آب نکردی تمام کربُبَلا از نوای فاطمه پُر شد چگونه شد که حیایی از آن جناب نکردی؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد