نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دریغا گل من علی اصغر که سوزِ عطش برده از هوشَت وضو کن زِ خون گلوی خود شهادت، اذان گفته در گوشت به لرزه افتادهای، به روی دست پدر تلظّی مکن بیش از این جان بابا تو آیینۀ احمدی، تویی نورِ چشمان من که جان میدهی روی دستان بابا لای لای لای لای، ای ناشکفته پرپر لای لای لای لای، طفل بریده حنجر لای لای لای لای، جانم علی اصغر (لای لای لای لای، جانم علی اصغر)4 *** به جایی رسیدم در این غربت که بر دست خسته تو را آرم فدای تو که با لب تشنه شدی عاقبت آخرین یارم سوی میدان میبرم، تو را با چشمِ ترم سه شعبه ولی میدهد پاسخت را به روی گونه ببین، میآمیزد اینچنین غریبانه خون تو و اشک بابا برگردانم، چگونه پیکرت را سرگردانم، جواب مادرت را سرگردانم، جواب مادرت را (لای لای لای لای، جانم علی اصغر)4 *** نظر کن به اطفال معصومی که چَشم انتظار دعا هستند به شام و عِراق و یمن امروز به خون چهرهها را حنا بستند غریبانه غرق خون، روی دست مادران زِ بیرحمی حرملهها گواهند چه خاموش است این جهان، خدایا این کودکان مگر کشتگان کدامین گناهند یابن الزهرا، عجِّل علی ظهورِک مولا مولا، عجِّل علی ظهورِک بازآ بازآ، عجِّل علی ظهورِک (یابن الزهرا، عجِّل علی ظهورِک)4 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد