نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جانم فدای خادم و دربانِ هیئَتَش جانم فدای پیر غلامان هیئَتَش من مثل نامهی سَر بسته شدم مثل یک دل، دلِ بِشکَسته شدم دَر زدم تو خونشون رام ندادند اِنقده قدم زدم خسته شدم نذرِ انگشتر تو من چی بِدَم جای خونِ سَرِ تو من چی بِدَم اگه دختراتو بازار بیارن جوابِ مادرتو من چی بِدَم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد