
(به وقار و شکوه، برون آمد ز حرم)۲ چه میشود که سرم، زیر پایش ببرم؟ چشمم بر بانیِ کرَم (به وقار و شکوه، برون آمد ز حرم)۲ چه میشود که سرم، زیر پایش ببرم؟ چشمم برساقیِ کَرَم (باز روی نبی شد پیدا، با دعای خیرِ لیلا)۲ با تیغ حیدر به دل لشکر،به دم یا زهرا علی اذان گوی حرم، توان بازوی حسین صلابت مرتضوی، تمام نیروی حسین (یا علی، تو علی اکبری، یا خود حیدری؟ علی علی)۲ علی اذان گوی حرم، توان بازوی حسین صلابت مرتضوی، تمام نیروی حسین (یا علی، تو علی اکبری، یا خودِ حیدری؟ علی علی)۲ (حسین، حسین، حسین وای)۲ پور لیلا، لیلی دلربای دلها زنده کرده، هیبت روی مصطفی را صولت و تیغ مرتضی را مات و مبهوت خود نمودنه، کربلا را در پیاش تشنه میدود شاه تشنه کامان از پیِ آهوی خرامان در کفَش ذوالفقارِ برّان، پای او در رکاب دلهای بی قراران پشت سر بر نوای تکبیر، (بین لشکر طنین فتاده)۲ آمده در میان لشکر، یا پیمبر، یا جوانیِ روی حیدر روی ابرو گره فتاده، بر جبین آیههای داور برق چشمان پر نفوذش، مثال پروین و ماه و اختر سایهی سرو قد و بالاش، تا بلندای صبح محشر در نگاهش تموجی از نگاه مادر زد به قلب سپاه کافر، شد بلند از میان هر کس که دیده بود از قدیم الایّام، (آذرخش هجوم حیدر به قلب خیبر)۲ آفرین بر چنین دلاور، (رعد و برق صدای تکبیر، دانش آموز جنگ سقا)۲ شور محشر به قلب لشکر زده است، رمیده آهوی حسین دمیده روح علوی میان اردوی حسین (یا علی تو علی اکبری، یا خود حیدری، علی علی)۲