
زمینه از خیمه برون چو رسول الله آمد پیش چشم ثارالله ؟دستی بر قبضه ی شمشیر و فریاد علی اكبر یا علی ولی الله *** همه ی اهل حرم از پی او نالان فلك از غم او گریان مَلك از نفسش سوزان به كف آینه و اشك و قرآن به تنش زِره ی رسول دو سرا می برد به نگاه دل خون خدا، مولا *** نظر عباس به نگاه یل حیدر كه ببیند از او یك بار دو سه پرده ای از خیبر می رسد رَجز اكبر امیر عالمین نگاهش به جنان زیر تیغ و سنان به عزیزی حسین، ای وای *** دست خدا دست مولا علی دست او هم علی از میمنه تا میسره می تازد و می گوید و حیدر امیرالمومنین میدوزد از تیغش ببین صد آسمان را بر زمین حیدر امیرالمومنین در پیش چشمان عمو رزم علی اكبر ببین حیدر امیرالمومنین فرق سرش شد حیدری پهلوی او شد مادری آمد كنار این پسر بابا به حال مضطری ای نازنین جان پدر جان از تن بابا مبَر دیگر مزن پا بر زمین رُخ تو پُر خون تن پاك تو بر خاك است نفس پدرت دیگر شرر دل افلاك است لب تو ز عطش چاك است روح پیكر من مرو از بر من بیا سوی حرم علی اكبر من، بابا *** پیش چشم من میزنی دست و پا سوی خیمه بیا