منهدم کرد سر و ته لشکر اکبره یا خود خود حیدر میاد از آسمون صدای حقّ: و سلامٌ علی علیاکبر عجب شمشیری میزنه عجب غوغایی یکتنه مثه کرباس از هم درید سر میسره تا میمنه علی علی علی در عرش میگه یاعلی علی علی علی همراه میشه با علی شیر شیران آمده؛ حیدر به میدان آمده شیر شیران آمده؛ اکبر به میدان آمده هر یلی با علی در افتاده تا جلوش در بیاد سر افتاده بیحسابه شمار سرهایی که سر راه اکبر افتاده دل لشکر رو میدره سرا از پیکر میپره عجب زهر چشمی گرفت هم از میمنه هم میسره علی علی علی ضامن أمر کاف و نون علی علی علی سرّ إلیه راجعون رعد و برقه صدای تکبیرش صاعقهس یا که برق شمشیرش پسر فاطمه سلامالله جز شهادت نمیشه تقدیرش با حکم شمشیرش میگه همه عبد و مولا، حسین با هر ضربهش شد جلوهگر که لا معشوق إلّا حسین حسین حسین حسین میگه حیدر مددی حسین حسین حسین ذکرش شد: یاولدی