
به وقار و شكوه، برون آمد ز حرم چه می شود كه سرم، زیر پایش ببرم چشمم بر، ساقی حرم باز، روی نبی شد پیدا با، دعای خیر لیلا با، تیغ حیدر، به دل لشگر، با دم یا زهرا علی اذان گوی حرم توان بازوی حسین صلابت مرتضوی تمام نیروی حسین یا علی، تو علی اكبری یا خودِ حیدری، علی، علی حسین، حسین، حسین، وای پور لیلا، لیلی دلربای دل ها، زنده كرده، هیبت روی مصطفی را صولت تیغ مرتضی را، مات و مبهوت خود نموده، كربلا را در پی اش تشنه می دود شاه تشنه لب ها از پی آهوی خرامان در كفش ذوالفقار بُرّان پای او در ركاب دل های بی قراران پشت سرها نوای تكبیر، بین لشگر صدا فتاده آمده در میان لشگر، یا پیمبر یا جوانیِ روی حیدر روی ابرو گره فتاده، بر جبین آیه های داور برق چشمان پُر فروغش، به سان پروین ماه و اختر سایه ی قدّ پور حیدر، تا بلندای صبح محشر در نگاهش تَمَوُّجی از حیای مادر، زد به قلب سپاه كافر شد به پیش نگاه هركس، كه دیده بود از قدیم الایام آذرخش هجوم حیدر، به قلب خیبر، آفرین بر چنین دلاور رعد و برق صدای تكبیر، دانش آموز جنگ سقا، شور محشر به قلب لشگر زده است، رمیده آهوی حسین دمیده روح علوی، میان اردوی حسین علی اذان گوی حرم توان بازوی حسین صلابت مرتضوی، تمام نیروی حسین یا علی، تو علی اكبری یا خودِ حیدری، علی، علی حسین، حسین، حسین، وای