ای آفتاب و ماه نوری از گلو بندت

ای آفتاب و ماه نوری از گلو بندت

[ مصطفی مروانی ]
ای آفتاب و ماه نوری از گلو بندت
دل از ملائک می‌برد هربار لبخندت

ای لحظه‌ی میلاد تو آغاز خلق‌ُ النور
ای سر در بنیان خِلقت مانده ای مستور

ای حاصل چهل شب مناجات نبی با حق
تنها مسیر وصلت اهل زمین تا حق

لَو کانت الحُسن آمده در شأن تو مادر
بَل هِیَ اعظم گفته در وصف تو پیغمبر

تو راز سرپوشیده‌ای، سرتا به پا نوری
نورٌ علیٰ نورٌ علیٰ نورٌ علیٰ نوری

ای چادرت معراج پرواز کبوترها
ای آسمان چادرت پوشیده از پرها

عمری تو را مادر صدا کردیم و می‌دانیم
فرزند بد را هم نمی‌رانند مادرها

مادر بیا در گوشِ ما مشق بصیرت کن
از مکر اَشعث‌ها بگو با تیغ اَشترها

درها به روی ما اگر که بسته شد اما
یوسف بلند آوازه شد تا بسته شد درها

یکبار رفتی بین مسجد خطبه‌ای خواندی
یک عمر رونق دارد از نام تو منبرها

در فتنه‌ای که زود لغزیدند مردانش
یا فاطمه تنها تو بودی مرد میدانش

پای امام و رهبرت تا پای جان ماندی
این درس را در گوش زینب دخترت خواندی

گفتی ببین هرجا حسینم بود آنجا باش
مثل علی تنها اگر شد مثل زهرا باش

ای روشن از نام تو فردای وطن زهرا
ای مادر سردارهای خط شکن زهرا

تنها امید روز وانفسا تویی زهرا
در روز محشر اسم رمز ما تویی زهرا

ایران به لطفت خیمه‌گاه کربلایی‌هاست
خاک جهان آرا و معراج بقایی‌هاست

باید که در میدان غیرت فاطمی باشیم
ماهم برای تو علی هاشمی باشیم

ما در صبوری‌های جبهه اَجر‌ها دیدیم
نور تورا بر تارَکِ والفجرها دیدیم

ای سِرّ توحیدی آن لبخندها در رنج
ای مادر شب گریه‌های کربلای پنج

مارا کماکان با همان سربند می‌بینی
مارا بگو در کربلای چند می‌چینی

با لطف تو تا قله‌ها راه زیادی نیست
جز تو به هر راهی که رفتیم اعتمادی نیست

یک کربلا با ماست آری فتح خون با ماست
اندیشه‌ی اِنّا اِلیه‌ِراجعون با ماست

در جنگ با شیطان شکوه ما مشخص شد
یکبار دیگر هم دفاع ما مقدس شد

یکبار دیگر خشم دنیا عزم مارا دید
دشمن به حیرت شیوه‌های رزم مارا دید

در روز اول فکر کردند جنگ را بردند
رهبر به میدان آمد و آن‌ها کتک خوردند

ما دم به دم انگار خون تازه‌ای داریم
با ما رَمَیتَ اذ رَمَیت آوازه‌ای داریم

در قلب میدان آیه‌های نصر را دیدیم
در این نبرد آری امام عصر را دیدیم

امدادهای حضرتش مارا کفایت کرد
او بود که مارا در این میدان هدایت کرد

او حفظ کرد از مَکر شیطان کشور مارا
او رهبری می‌کرد هرآن رهبر مارا

هرچند از داغ شهیدان دل عزادار است
فرزند زهرا دور تو سرباز بسیار است

شمشیر بردارد هر‌آن‌کس با علی مانده
تا فتح خیبر همرهان یک یا علی مانده

موسی دوباره رهسپار نیل خواهد شد
پایان قصه مرگ اسرائیل خواهد شد

چِلِّه نشین صدفم دُرّ شدم
از نَفَحات نبوی پر شدم
بنده‌ی دل تا که شدم حُرّ شدم

روی لبم نشسته این زمزمه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

تشنه شدم آب زلالم بده
گرسنه‌ام رزق حلالم بده
مرغ بهشتم پرو بالم بده

کبوتر گنبد خزراء منم
عَبد نبی نوکر زهرا منم

باز در لطف خدا باز شد
به اذن حق دوباره اعجاز شد
خوش‌آمدی مکه سرافراز شد

عقل شده مست حضور از شما
جهل شده زنده به گور از شما

رحمت و رحمانیتت گفته که
جلوه‌ی رَبّانیتت گفته که
پرتو نورانیتت گفته که

کُرسیتان کُنگره‌ی عرش بود
بهشت زیر پایتان فرش بود

حبیبه‌ی کبریا، شافعه‌ی محشر روز جزا
سایه نشینت شده‌اند انبیا

مادر اسلام به غیر از تو کیست
مادریت روز جزا دیدنی‌ست

(یا فاطمه یا زهرا، یا فاطمه یا زهرا...)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح مصطفی مروانی حضرت زهرا (س)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت زهرا (س)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های مصطفی مروانی

نظرات