امشب یه جور دیگه ای خیره به چشمامی

امشب یه جور دیگه ای خیره به چشمامی

[ سید مجید بنی فاطمه ]
امشب یه جور دیگه ای خیره به چشمامی 
دورت بگردم می‌کشی زینب رو این جوری 
خواهر فدات شه هر چی که می‌خوای بگو آقا 
حرفی نیاری دیگه از دوری 
از من نخواه از تو یه روزه دل ببرم من 
پنجاه ساله زیر سایه ات زندگی کردم 
یادش به خیر روزای خوبی که با هم داشتیم 
به اون روزا چی می‌شه برگردم 
من زینبم دردت به جونم 
دریای احساسم عزیزم 
میمیرم اشکاتو ببینم 
گریه نکن واسم عزیزم 
نزدیک عصره ، زینب از اون دور می‌بینه 
با دستای لرزون شمر از قتلگاه اومد 
اهل حرم از خیمه بیرون اومدن دیدن 
تنهای تنها ذو الجناح اومد 
از پا زمین کوبیدن این اسب پیدا بود 
آقا رو توی قتلگاه خیلی عذاب دادن 
پرسید سکینه : ذوالجناح آیا خبر دادی آخر به بابای من آب دادن ؟
تنها نه پیراهن که بردن،هر چی که بود واسه حسینو 
چی شد تو اون گودال که حتی زینب نمی‌شناسه حسینو

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سید مجید بنی فاطمه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نظرات