نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امان از بازار، امان از آزار زدن زنها رو، جلوى بازار حلقه زدن دور مُخّدرات هلهله كردن واسه دخترات نذاشتن نامرداى بى حيا حتى يه جاى سالمم برات معجرا رو بردن، زينب رو آزردن دختراتو تو شام وكوفه سيلى خوردن عبا را بردن، قبا را بردن به سمت كوفه زنها را بردن بعد از تو نامرداى بى حيا با مركب ريختن توى خيمهها بردن زنهاى اهل خيمه تو با دست بسته تا شام بلا رأست از نى افتاد، زينب تو جون داد مادرت با گريه، ميزد از دل فرياد پر از آشوبم، ببين محبوبم كنار گودال، به سر ميكوبم پاره پاره كردن پيكرتو به غارت بردن انگشترتو كجايى كه دارن حرومىها اسيرى ميبرن خواهرتو بين اين آبادى ، تشنه لب جون دادى ديدمت تو گودال، رو زمين افتادى ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد