از راه دور داره میاد مشکات و نور

از راه دور داره میاد مشکات و نور

[ حسین ستوده ]
از راه دور داره میاد مِشکات و نور
همراهشم قبیله‌ی آیات نور

میاد از راه آقا سبیل اِلی‌الله آقا
یه حرم دلداده آورده به همراه آقا

این آوای نفسِ اِماممونه
انّا لِلّه و الَیهِ راجعونه

وای حسین، وای حسین...

بیا برگردیم عشق، بیا برگردیم عشق...

سبط الرسول اومده با دختِ بتول
در کربلا قمرِ حیدر در حلول

اومدن آل‌الله کنار اباعبدالله
همگی مشتاقند برا رفتنِ قربانگاه

ساقی فرمود به شرافتِ عقیله
سَرها پائین، برا حُرمت عقیله

این آوای نفسِ اِماممونه
اِنّا لِلّه و الَیهِ راجعونه

بیا برگردیم عشق، بیا برگردیم عشق...

کرب‌و‌بلا، اعوذُ بالله از بلا
می‌شه تنت هدفِ تیرِ نیزه‌ها

جیگرم خون می‌شه رقیه هراسون می‌شه
تن تو زیر سنگای کوفه مدفون می‌شه

از خون تو می‌شه پُر گلوی نیزه
می‌رن سَرها جلو ما به روی نیزه

خواهش کردم پیرهنتو پس بِدن، ندادن
نیزه‌نیزه به کشتنِ تو ادامه دادن

خواهش کردم وقتی سرو می‌بُرن نباشم
حالا باید چه‌جوری از بدنت جدا شم

آه به حسین 
دعای هر نیمه شب الله به حسین
آه به حسین 
گریه کنید در سَحر

چی به روز خیمه‌ها آوردن ای وای، سرو بردن
یادگاریِ مادرو بردن ای وای، سرو بردن

یادم مونده از سر نِی سرتو که دیدم
از رو ناقه، از تَه دل آه می‌کشیدم

آه به حسین
پاشو بگو اینا همش خوابه، حسین
آه به حسین
سرِ تو زیر نور مهتابه حسین

زیر تیغ شمشیر سنان بود
ای وای نگران بود

تا چشمم کار می‌کنه 
نیزه نیزه نیزه نیزه می‌بینم
داره با تو چی‌کار می‌کنه؟
نیزه نیزه نیزه نیزه می‌بینم

نیزه‌های رو تنت دستامو بُرید
قاتلت روی سرم نعره می‌کشید

من دوییدم حرمله پشتم می‌دویید
پاشو داداش تو رو به قرآن مجید

نظرات