
(از بعد اون روز خونمون خونه نشد موهای آشفتهی من شونه نشد)۲ حسن که صورتش رو دید با گریه گفت گونهی مادرم دیگه گونه نشد)۲ روضهرو این دفعه میخوام که از زبون مادر بخونم... و رکل الباب برجله، جاری میشه اشک روونم (درو شکستن غرور حیدرو شکستن)۲ (چهل تا بی حیا رسیدن پهلوی مادرو شکستن)۲ یارالی ننه... **** (دنیا باید با تاب و تب گریه کنه)۲ (با اشک و آه روی لب گریه کنه)۲ (در میزدن با طعنه میگفتن علی)۲ بهش بگو یا روز یا شب گریه کنه (یادم نمیره اون روزا رو داد میزدن یه عده نامرد چشمامو بستم تا نبینم)۲ (نامرد غلافشو بلند کرد)۲ (همه جا دود بود کوچه پر از دل حسود بود)۲ وقتی که مادرمو دیدم بازوش بدجوری کبود بود