نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیگه نفس نمونده برات حرف میزنی میلرزه صدات من بمیرم برا گریههات قرار حیدر یادته قول دادی همیشه تو بمونی کنار حیدر قرار حیدر میبینی التماسمو، رو به کسی نداره حیدر شبا تا صبح بیداری معلومه که تب داری پهلو به پهلو میشی هنوز فکر مسماری نرو نرو ای زهرا ... خونهی بیتو زندونیه بازم چشات که بارونیه پیراهن چرا خونیه؟ زهرای حیدر سهماهه ندیده صورت تو رو چشمای حیدر زهرای حیدر خوبی بدی دیدی ازم خدا نگهدار دنیای حیدر زینب دلش پُر درده چادر تو سر کرده آتیش گرفتم زهرا کی میگه که خاک سرده شبا تا صبح بیداری معلومه که تب داری پهلو به پهلو میشی هنوز فکر مسماری نرو نرو ای زهرا ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد