نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

انگار گوشهی غلاف کارو کرده یکسره نامرد با لگد نزن زهرا پشت این دره بیهوا زدند مادر جوونی که بی سپره نکنه کسی صداشو رو زهرا بالا ببره فضه اومده حالا دیگه فاطمه بی پسره (یارالی ننه، یارالی ننه وای وای) در افتاده رو پرش پیش چشم حیدرش کاشکی شعلهها نرن، اینجور سمت معجرش انگار گوشهی غلاف، کارو کرده یکسره نامرد با لگد نزن، زهرا پشت این دره بی هوا زدند مادر جوونی که بی سپره نکنه کسی صداشو رو زهرا بالا ببره فضه اومده حالا دیگه فاطمه بی پسره (یارالی ننه، یارالی ننه وای وای) با سنگ میزنند مگه بال و پر شکسته رو اینجور با غلاف نزن این دستای خسته رو افتاد مادر از نفس، قنفذ بسه بیحیا کم کم واسه فاطمه کوچه میشه قتلگاه همه میزنند چی بگم از اینهمه خون جگری میکشوننش مادرو تو کوچهها چهل نفری سیلی عدو روی صورتش میذاره اثری (یارالی ننه، یارالی ننه وای وای)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد