
یه داغی روی قلبم هست دلی خون، سینهای چاکه کسی که خاکِ زیر پاش شرفِ عرش افلاکه بشر فهمش زمینگیره چون او مافوق ادراکه مزارش تو یه جا هست که تا چشم کار میکنه خاکه غریبه، غریبه نه به این دلیلی که حرم نداره کی میگه غربت قبر بیسنگ و مزاره غربت یعنی دورهی امام صادق بین چهار هزار نفر بدون یاره پیمبرِ خدا خیلی یاسر و عمّار داشت علیِ مرتضی کلّی میثم تمّار داشت ابیعبدالله که نگو میر و علمدار داشت غریب امام صادقه اصلا مگه یار داشت؟ سر سودای عاشورا تو ای دوران یک دستی به قالَ الصادقی ساده تموم عمر دل بستی کلاس درس تو درس قشنگش روضه و اشکه با این تفسیر ماها هم همه شاگردِ تو هستیم غریبی، واسه اون بلاها که سرت آوردند غریبی، شما رو کِشون کِشون از خونه بردند **** دختری در بین صحرا میدوید گوییا در کوچه زهرا میدوید