نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا عباس جیب المای لِسکینه آتیشه این گرما سنگینه عمو، عطش رقیه توی خیمه کرده غش یا عباس، جیب المای لِسکینه آتیشه این گرما سنگینه عمو، عطش رقیه توی خیمه کرده غش عمو، خیام بگو کجایی من خودم بیام میام شکسته با همین نفسام بگو کجایی اصلا آب نمیخوام نگو رو خاکا دست و پا میزنی تو هر جا باشی باز عموی منی یا عباس جیب المای لِسکینه گرمای این آتیش سنگینه قول دادی خیلی زود برگردی میگن که مشکت رو پر کردی عمو، رباب میدونی اصغرش نخورده آب خواب دیدم مادر ورق برگشته و تو هم نمردی داشتی میخندیدی و دیدم که دندون درآوردی آرزوهام همشون نقش بر آب شد دلم کباب شد دلم کباب شد عمو، رباب میدونی اصغرش نخورده آب عمو، علم بیفته زاره کار این حرم نمیشه باورم زمین بخوری یا اینکه حربه از کمین بخوری رو خاکا مونده بازوی قلمت رها شده دو دستت از علمت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد