عمو نرو، درنیار اشک رقیه رو
حسین ستودهپسندیدن200+
بازدید7.6K
عمو نرو، درنیار اشک رقیه رو عمو نرو، درنیار اشک یه دخترو با رفتنت نبَر امنیت خیمه رو اگه بری به کی میسپاری رقیه رو؟ وای عمو، نفس بادو ببین صورت کوچیکم و دستای جلّادو ببین وای عمو، خاک سوزانو ببین کف پاهای من و خار مغیلانو ببین دلت میاد تو بری تو خیمه زجرِ بد بیاد؟ دلت میاد منو زجرم بِده پیر بشم زیاد؟ چه بد گذشت کلّ روزم با لگد گذشت برا زجرِ عمو تبِ من، تبِ من، تبِ من مثل مَشک تو شد لب من، لب من، لب من عمو بیا، من غریبم توی کوفیا بیا ببین اومدن تو خیمهمون کیا سنان و زجر میزنن شبیه وحشیا وای عمو، پُره آتیشه حرم داره از حرومیای کوفه پُر میشه حرم وای عمو، یه نگاه روی منه حرمله اومده دنبال النگوی منه اسیر شدم تو که رفتی دیگه گوشهگیر شدم اسیر شدم این یکی دو ساعته چه پیر شدم