نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گندم از دستۀ دستاس تو برکت دارد دست لطف تو به هر چیز محبت دارد بیوضو دست به نام تو زدن جایز نیست نام تو عصمت محض است قداست دارد سائل آمد در این خانه و حاتم برگشت در کرم حضرت صدّیقه قیامت دارد تو فدک داشتی و سیر نمیخوابیدی سفرهات غیرکمی آب به ندرت دارد تو به نه سالگیات امِّ ابیها شدهای حرف ما نیست بگوییم، روایت دارد ماجرای ورم پای تو در وقت نماز متواتر شده از بس سندیت دارد روز محشر همه بر پا و تو بر ناقه سوار تا بدانند همه، فاطمه حرمت دارد خوشبهحالش که کنیزیِ شما را میکرد واقعاً فضّه چه اندازه سعادت دارد بُرد با ماست که مأنوس به زهرا شدهایم خاکبوسی درش حُکم عبادت دارد دلِ از غصّه کباب تو مرا آتش زد بیتُ الاخزان خراب تو مرا آتش زد شاعر: سید پوریا هاشمی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد