نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گل های گلدون من دیگه بویی نداره چشم های اُمّ البنین دیگه سویی نداره ماه من خالیِ جات تو شب های مدینه میچکه فراق تو با اشکهای سکینه هِی میگه مادر بدون عموم توی بهشته هر چی منتظر شدم به خیمه بر نگشته نوحهی دست تو روی لباشه مَرهَم قلب من اشک چشاشه از تمومِ حاصلم یه مشک پاره دیدم نور به قبرت بباره که کردی رو سپیدم آبرو دادی به آب با این کاری که کردی زنده کردی قصهی وفا و عشق و مردی تا قیامت مادرا توی لالایی هاشون قصهی تو رو میگن برای بچههاشون تا ابد دست تو زنده میمونه دست تو تا ابد روضه میخونه در کنار علقمه به آرزوت رسیدی در حضور فاطمه ز خاکش بوسه چیدی وقتی که روی سرت عمود آهنین بود فاطمه گریه کنِ گل اُمّ البنین بود آسمون پُر میشد از ندای ای برادر کن نظر که مادرت به من فرموده مادر شبنم اشک تو، چشم ربابه از غم مشک تو سینه کبابه Mohjat.net
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد