نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آسمان بودی و در دامان مهرت ماه بود قلهی ايثار، هر كوهی كنارت كاه بود همسر مولا شدی اما درون خانهاش كودك زهرا به چشم تو ولی الله بود نيستی زهرا ولی اينقدر ميدانيم كه مثل او تنها علی از رتبهات آگاه بود (زود از داغ پسرهای رشيدت سوختی آه، عمر نامت ای اُم البَنين كوتاه بود) 2 در كنار چار نقشِ قبر كارَت روز و شب آه بود و اشک بود و اشک بود و آه بود با خجالت از رُباب، آخر وجودت آب شد تا كه حرف مَشک میشد اشک تو در راه بود خواستم وصفی كنم از عشق عباس و حسين مصرعی كوتاه شد، خورشيد محوِ ماه بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد