
آسمان بودی و در دامان مِهرت ماه بود قلهی ایثار هر کوهی کنارت کاه بود همسر مولا شدی اما درون خانهاش زادهی زهرا به چشم تو ولیُ الله بود نیستی زهرا ولی اینقدر میدانیم که مثل او تنها علی از رتبهات آگاه بود زود از داغ پسرهای رشیدت سوختی آه عمر نامت ای اُمُّ البنین کوتاه بود در کنار چهار نقشِ قبر کارت روز و شب آه بود و اشک بود و اشک بود و آه بود با خجالت از رباب آخر وجودت آب شد تا که حرف مشک میشد اشکِ تو در راه بود خواستم وصفی کنم از عشق عباس و حسین مصرعی کوتاه شد خورشید محو ماه بود