نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

واویلا حسین واویلا... حرمله میزد دستمو میکشید و تو قافله میزد خسته نمیشد و سرِ حوصله میزد منو با پاهای پر از آبله میزد از بس که زده لبی نمونده دندونی برام نمونده بابا حالا اومدی که تار میبینم سویی به چشام نمونده بابا نمیدونی چقدر از این حرمله من دلم پره حرفامو به عمو اباالفضل نگو غصه میخوره شام کجا رقیه سادات کجا شام کجا عمه ی سادات کجا واویلا حسین واویلا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد