نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هویدا میشد از اسرار در عالم اگر شأنت نه عالم بلکه میکرد عرش را زیر و زبر شأنت خلایق را خدا در صبح محشر جمع خواهد کرد به قدر سوزنی پیدا شود آنجا مگر شأنت تو را والاترین مخلوقها اُم اَبیها خواند که اینگونه شود سنجیده بانو با پدر شأنت علی آمد به دنیا آینهدارت شود زهرا برابر باشد اینجا لااقل با یک نفر شأنت برایم جملهی لَولاک هم حرف بزرگی نیست که آنجا هم بیان گشته است خیلی مختصر شأنت رسول الله اعمالش همه عین عبادت بود نشد حتی کمی با بوسههایش بیشتر شأنت چگونه من هزاران بیت در مدح تو بنویسم خدا با آن خداییش سه آیه گفته در شأنت عشق تویی، چاره تویی عاشق بیچاره منم قبله تویی، کعبه تویی مُحرم آواره منم ای همه در روز و شب، صبح و سحر در نظرم تو دادهای بال و پرم، تو دادهای برگ و بَرَم بیتو خسی دربهدرم، بیتو کسی بیهنرم یک نفس اَر بیتو زنم، خاک دو عالم به سرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد