نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای قمرِ اُمِ بَنین، ای قمرِ اُمِ بَنین منتظرت بودم بیای به بالینم تا لحظهیِ آخر شنیدم جون دادی با لبایِ تشنه، بمیرم ای مادر سَرِ تو و عمودِ آهن مُخَدَرات و چشمِ دشمن، یا الله همین که دستِ تو جدا شد پایِ کیا به خیمه وا شد، یا الله آب نیاوردی ولی فرات به نامته همیشه تشنهکامته، گریهکُنِ مدامته آب نیاوردی، که دلِ خیمه آب شده دیدنِ آب عذاب شده، حالِ رباب خراب شده آه ابوفاضل، ای قمرِ اُمِ بَنین ای قمرِ اُمِ بَنین، ای قمرِ اُمِ بَنین ... ***** (یه دلخوشی دارم همین که دیدارت دوباره نزدیکه سَروِ رشیدِ من به مادرت گفتن قبرِ تو کوچیکه)۲ بجایِ این مادرِ خسته سهشعبه چشمِ تورو بسته، ای مادر میگن زمین خوردی و قاتل رو سینهیِ حسین نشسته، ای مادر آب نیاوردن، که تشنهلب رها بشه سر از تنش جدا بشه، ذَبیحِ بِالقَفا بشه آب نیاوردن، که تشنه دست و پا زده آتیش به جونِ ما زده، مادرشو صدا زده آه ابوفاضل، ای قمرِ اُمِ بَنین ای قمرِ اُمِ بَنین، ای قمرِ اُمِ بَنین ... (یه شب تو خواب دیدم مویِ تو رو بستن به پهلویِ نیزه شنیدم افتادی، هم از رویِ مرکب هم از رویِ نیزه)۲ چجوری چشمِ تو بخوابه حرم نشسته تو خرابه، واویلا یه لحظه فکرشم عذابه رقیه تو بزمِ شرابه، واویلا آه از اون ساعت که زدنش تو ازدحام شلوغیِ بازارِ شام، آتیش و سنگِ پشتِ بام وای همون ساعت که رویِ نیزه بودیا تازه میشد کبودیا، میزدنش یهودیا آب نیاوردی ولی فرات به نامته همیشه تشنهکامته، گریهکُنِ مدامته آب نیاوردی، که دلِ خیمه آب شده دیدنِ آب عذاب شده، حالِ رباب خراب شده آه ابوفاضل، ای قمرِ اُمِ بَنین ای قمرِ اُمِ بَنین، ای قمرِ اُمِ بَنین ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد