نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با طنین ناله ی عمو جان می کشه خودش رو، رو خاک میدان پیچیده بوی گلاب میون گرد و غبار اگه عمو نرسه، نداره راه فرار می درن تکه های تنش رو روی خاک می کشن بدنش رو می بینن دست و پا زدنش رو وای سوارا بی امون می تازونن بدنو رو خاکا می کشونن می برن حتی پیراهنش رو، وای ای گل یاسمن، قاسم بن الحسنم **** ای عمو شکسته استخوانم کنارم نیاید عمه جانم وضو گرفته زمین به قطره قطره ی خون به پیش چشم پدر یتیمی می کنه جوون چی شده بچه شیر دلاور چی شده ای یتیم برادر که شدم به خون تو شناور وای می بینم گل زخم سرت رو چی بدم جواب پدرت رو که شدی مثل پهلوی مادر وای **** از صدای مرکبه سواران دل خیمه ها شده پریشان زینب بیا و ببین به خون نشسته حسین رها شده بدنی به روی دست حسین شد رها دل تنگ ستاره میون تب داغه شراره خیمه ها مثل ابر بهاره بیایید زنای بنی هاشم فاتحه بخونید برا قاسم که می خواد سر به نیزه بزاره ای گل یاسمنم، قاسم بن الحسنم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد