نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیدن مشک دریده ات میگیره جون منو آخر برای دست بریده ات الهی من بمیرم مادر عباس من خودت بگو چی شد کنار علقمه چجوری تیر از چشات بیرون کشیده فاطمه شد آسمونم بی ستاره من موندم این مشک پاره دار و ندارم گرفتن ام البنین پسر نداره۳ تو زمین خوردی و آتیش به دل ام بنین افتاد شنیدم صد دفعه تو راه سرت از نی به زمین افتاد برام سکینه گفته تو رفته سر عمو به نی پیش چش زینب زدن سرشو ازپهلو به نی اسمم رو از زهرا بپرسید حالم رو از ابرا بپرسید نشونی مزار ماه رو اززینب کبری بپرسید ام البنین پسر نداره ..۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد