نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مهموم یا سیّدنا المظلوم از آب فرات محروم، حسین، حسین عطشان یا سیّدنا العریان با گریه نوشت ریّان؛ حسین، حسین پیرمردا زدنت، بیمهابا زدنت ای غریب کربوبلا، جلو زهرا زدنت ای سینه شکسته، ای پهلو شکسته تنها، موندی وسط صحرا زینب میگه واویلا، حسین... آقا موندی وسط اعدا کاشکی نمیدید زهرا، حسین... تو رو خیلی زدنت، زخمه کلّ بدنت کشته ما رو بهخدا، غارت پیروهنت حسین... پیداست از رخ آشفتهی رباب بعد از حسین، خانهی شادی شود خراب خیلی سرگردون شد رباب غریب، بییاور و بیحبیب گوداله و عطر سیب حسین... چقدَر میزدنت، با سپر میزدنت چشم تو به خیمه بود، بیخبر میزدنت بیحیا بود که بر سینهی پاک تو نشست زد و دندان تو را با ته شمشیر شکست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد