نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ماهِ روزیم و آفتابِ شبیم از قدیم عاشقیم، در طلبیم ما عجمزادگانِ منتخبیم که گرفتار دلبری عربیم اینکه هم احمد است هم علی است علی ابن حسینِ اوّلی است بیخیالِ غم و مصیبت و درد امّ لیلا مسیح را آورد همه مستش شدند فَردافَرد پدر از دیدنش چه کیفی کرد تا حسین است، اسم اعظم علیست پدرش هم علی، پسر هم علیست مَثَل پروردگار خودِ اکبر مثل اجداد خویش پیغمبر مثل بابابزرگ خود حیدر مثل زهراست خیر او کوثر احمد و حیدر و حَسن شده است حاصل جمعِ پنج تن شده است آنچه دارد تمامیاش نور است آنچه را خواستهست، مقدور است آنچه مِیلش کشیده انگور است با علی جمعِ کربلا جور است اهل عالَم! بهشت از این باب است قبله پایینِ پای ارباب است درد دادیم و دارو آورده با خودش دامِ گیسو آورده هر زمان خَم به ابرو آورده دشمنان را به زانو آورده وقتِ پیکار عزم او جزم است علیاکبر معلّم رزم است برکتی را که بوی نان دارد حکمتی را که امتحان دارد کعبهای را که حق مکان دارد همه را اکبر جوان دارد اینکه آیینهی جمال خداست شَرَفُ الشّمسِ سیّدالشّهداست وسعتش انتها ندارد که بی علی دل بها ندارد که جنّتِ حق صفا ندارد که شاه پایینِ پا ندارد که السَّلامُ عَلَیکَ یا دلبر بِاَبی أنتَ یا علیاکبر روز من تو، شب من تو، همهی عمرم تو تو چه کردی که من از خواب و خوراک افتادم سائل این درم و نوکر مادرزادم بِاَبی أنتَ و اُمّی، همهی اجدادم همه دارند به پابوسی تو میآیند طبق معمول منِ بی سر و پا جا ماندم در غم روضه امتداد تویی کاف و ها و عین و صاد تویی آنکه بی درد جان نداد تویی آنکه خورده لگد زیاد، تویی لحظهی احتضار جانِ تو شد پدرت تشنهی اذان تو شد چه حیاتیست جاری از دهنت چه رواقیست وسعت بدنت چه عباییست خرجِ آمدنت یا علیاکبر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد