
برادر ببین، هدیه با چشم تَر آوردم برادر ببین که پارهی جگر آوردم برادر ببین، برات علیاکبر آوردم غرقِ دردم، نگو داداش که برگردم نوجوونامو برا قربونی من آماده کردم وای غمِ تو غمِ این دل خستهمه وای همه هستیِ من روی دستمه حسین وای... ***** برادر ببین، خونِ علی رو تُو رگاشون برادر ببین خواهشو تُو عمق نگاهشون برادر ببین اینهمه اشک و نالههاشون درماندهم من، از دیده خون افشاندم من تنِ گُلای جَوونم داداش کفن پوشاندم من وای غمِ تو غمِ این دل خستهمه وای همه هستیِ من روی دستمه حسین وای... ***** قسم میدمِت، تو رو به جون علیاصغر قسم میدمِت، به غربت بابامون حیدر قسم میدمِت، به چادر خاکی مادر طفلان من، فدای تو ای جان من آرزوشونه فدایی باشن دو نوجوان من وای غمِ تو غمِ این دل خستهمه وای همه هستیِ من روی دستمه حسین وای... مدد یا زینب...