
به چادر خاکی اومدم بِدم قَسمت جوونای من میشن مدافع حَرمت برات دوتا حیدر آوردم دوتا علیاکبر آوردم تو لحظههای سختی که زینب هست اگر بخوای مردِ میدونم تا پای جون با تو میمونم غمت نباشه وقتی که زینب هست سلام سالارم، سلام ای سَرور سلام ای یارم، سلام همسنگر حسین ای جانم... سلام ای زخمی، سلام ای عطشان سلام عشق من، سلام بابا جان حسین ای جانم... تو طاقت گریه کردن منو نداری یه خواهشی دارم از تو میشه نه نیاری جوونامو آماده کردم خودم حسین دورت میگردم یهکم به فکر حالِ دلِ من باش چه غربتی تو چشمات پیداس که خواهری واسه این روزاست نمیذارم تنها بمونی داداش یه چشمم خونه، یه چشمم بارون خودم تو خیمه، دلم تو میدون حسین ای جانم...