قلمم را بده در جام مرکب بزنم

قلمم را بده در جام مرکب بزنم

[ ابوذر روحی ]
قلمم را بده در جام مرکب بزنم
به هوای سر گیسو به دل شب بزنم
آنقدر کاسه‌ی چشمم شده آلوده‌ی مِی
که محال است به پیمانه دگر لب بزنم

پَر فطرس به پرم خورده هوایی شده‌ام
سر سجاده نشستم که دَم از رَب بزنم

من گدا هستم و زهرا و علی خواسته‌اند
حلقه را بر دَرِ این خانه مرتب بزنم

مثل مستی که فقط عاشق ساغر زدن است
بندگی کردن من در گرو دَر زدن است

دَرِ این خانه فقط سوخته پَر می‌آید
دَرِ این خانه گدا وقت سَحر می‌آید
به سر و روی غلامان بنشین دقت کن
هرکسی آمده زیبا به نظر می‌آید

روسیاه آمده اینجا و به او گفته شده
آخرش نوکر خوبی زِ تو در می‌آید

هرکسی عبد حسین است نه از روی صراط
روز محشر که شد از زیر گذر می‌آید

نامه‌ی ما همه از قبل، نگارش شده است
هرکسی نوکر آقاست سفارش شده است

این همه مُرده کجا و دَم عیسیِ مسیح
می‌کند آن همه را یک دَم ارباب حساب  
 
قدر بال مگسی اشک رساندند و سپس
باز کردیم به روی کمِ ارباب حساب

می‌کِشند از همه‌ی خلق حساب
اما بعد می‌کند روز جزا با همه ارباب حساب

تا قیامت همه جا دور و برِ فاطمه‌ایم
چون نظرکرده‌ی شخصِ پسرِ فاطمه‌ایم

نیست بیچاره‌تر و رسواتر از این بنده کسی
نیست غافل به‌خدا یار من از درد کسی
قبل هجران همه‌اش وصل به من داده شده
قبل از اینکه برسد درد دوا کرده کسی

آخرِ نامه‌ی عشّاق مرا جا بدهید
به امیرم بنویسید سر آورده کسی

آخرِ عشق حسین، اولِ دیوانگی است 
که ندیده‌است در افلاک از این پرده کسی

شورمان در وسط حلقه‌ی هیئت بالاست
پرچم سینه‌زنش تا به قیامت بالاست

رو زدم گر به کسی روی مرا زد به زمین
پَر من سوخت و خوردم همه جا بد به زمین
گرد و خاک حرمش را بکنم با چه عوض؟
با بهشتی که نوشتند می‌ارزد به زمین؟

خوردنِ گندمِ ممنوعه به ما خیر رساند
با سرش عاشق دیوانه‌اش آمد به زمین

می‌شود زیر و زبَر مثل جهنم دنیا
اگر این کرب‌و‌‌بلا نیز نباشد به زمین

می‌شوند زائر ارباب کمن زارالله
هرکه دارد هوس کرب‌و‌بلا بسم‌الله

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های ابوذر روحی

نظرات