
باز کیفیت کوثر لب من را تَر کرد کار صد ساغر کرد، حالت هوش مرا بدتر کرد باز این باده مرا دربهدر مِیکدهی کوثر کرد سه شب اینجا همه جا بزم محبّت برپاست و فلک هم غوغاست هرکجا روح خدا هست دل ما آنجاست سه شب از باده پیاپی خوردم تا گلو مِی خوردم ساقی هِی ریخت و من هِی خوردم مِیِ نابی که عطشناک بُوَد عطر آن غبطهی افلاک بُوَد و چه بیباک بُوَد هرکه زین مِی زده است باز دنبال سَبو آمده است خبری هست که امشب همگی آمدهاند در این خانه دوباره همگی دَر زدهاند خبری هست که دلها همگی بیتاب است دیدهها پُرآب است چه شبی جذّاب است ساقیِ امشبِ این بزم خودِ ارباب است دل زِ سینه به مدینه شده راهی پیِ ماهی خبری هست بگو قمری هست بگو پسری هست بگو کآمده امشب که شده باده لبالب که شده خنده به لب حضرت زینب شبِ سوم، شب روئیدن یک شمشاد است مِیکده آباد است، دل عالم شاد است شب میلاد جگرگوشهی اربابِ همه سجاد است این پسر ذات خداوند دوباره رو کرد معنی زمزمهی یا هو کرد آمد و باز صفا کرد دلم قبله را باز رها کرد دلم رو به نجوا و دعا کرد دلم یک صحیفه زِ لبش شعر محبت خواندم مات رویش ماندم و در اندیشه به محراب نمازش رفتم دل به آن راز و نیازش دادم غصه رفت از یادم، پای او بوسیدم گِرد او چرخیدم در نمازش همه ذات خدا را دیدم به خودم لرزیدم چقدر قامت رعناش به زهرا رفته چقدر چهره زیباش به مولا رفته شهرتش تا به ثریا رفته نسل او پاکتر از پاکیهاست از تباری والاست سیرت و صورت او نور فشان و زیباست او اصالت دارد این پسر رکن امامت دارد بودنش روز جزا شور قیامت دارد پدرش گسترهی ربّانیست روح حق در بدن انسانیست خون حق است که در کربوبلا قربانیست در خدا او فانیست و زِ سمت دگرش مادر او را بشنو که زنی نورانیست مثل یک هدیه به نسل علوی ارزانیست فخر دارد دل ما مادر او ایرانیست دیدهاش را وا کرد به سر دست پدر شور و شَعَف بر پا کرد زود مِهرش به قلب پدر و قلب عمو قلب برادر جا کرد و لبش را که پُر از قند و شکر بود پدر زد بوسه عمه نازش میکرد و اباالفضل دلش غوغا بود مثل اکبر دل او شیدا بود لایی لایی حسن بر سر او زیبا بود هدیهها آوردند و همه بنشستند عهد شادی بستند وقت آن بود که کامش بدهند نامی از عشق به رویش بنهند همه ساکت بودند که حسین ابن علی بعد اذان گفت به آوای جَلی من زِ عشق پدرم بیمارم علوی هستم و از خصم علی بیزارم و فقط خوش دارم که به روی پسرم اسم علی بگذارم