نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قاصدَکا خبر آوُردن روز آخریمه بذار که تشنه جون بدم چون سهم خواهریمه یا حسین، دیگه خَتم دفتره اینَم تَهِ قصّهی خواهره یا حسین، صِدام چه بیجوهره اینَم تَهِ قصّهی خواهره وای، بَرات گریه کردم هر شب وای، بگو ای طبیبِ هر تَب وای، که راضی شدی از زینب مَنو ببخش اگه تا حالا واسه تو نمُردم مَنو ببخش اگه بَرات کم تازیانه خوردم مَنو ببخش اگه تَنِت رو دست خاک گرمِ صحرا سپُردم، صحرا سپُردم وای... ***** پیراهنِ خونیت داداشم، یارِ تنهاییمه روزی هزار دفعه میمُردم، این یه سال و نیمه یا حسین، نفَس نَمونده بَرام مَنو شکسته داداش، داغ شام وای، تَمومی نداره ماتم وای، دارم جون میدم از این غم وای، من و اون همه نامَحرم هنوز رُو دست و پای من جای رد طنابه هنوز همه مصیبتَم از مجلس شرابه هنوز همه خجالتَم همینه دختر تو جا موند کُنج خرابه، کُنج خرابه وای... ***** تمومِ زندگیتو خواهر، پای من گذاشتی معلومه از قدِّ هلالت روز خوش نداشتی خواهرم، چطوره وضع پیکرت؟ چطوره زخمی که بود رُو سرِت؟ وای، نمیره ز یادم اون حال وای، چطوری توی اون جنجال وای، رسیدی میون گودال مَنو ببخش اگه نمازت رو نشسته خوندی کِشون کِشون خودت رو پای نیزهها رسوندی مَنو ببخش اگه زمین میخوردی هِی تُو صحرا از پا میموندی، از پا میموندی وای...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد