نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این دل دوباره دارد، حال و هوای زینب امشب دلم گرفته، از غصّههای زینب سینهزن حیرونه، حیرونه، حیرونه چشمامون بارونه، بارونه، بارونه نوکرِت میخونه، میخونه، میخونه ای پریشان زینب... ***** نه باور ندارم، عمّهی سادات و اسارت نه باور ندارم، عمّهی سادات و جسارت عمّهجانَم، عمّهجانِ قَدکمانَم عمّهجانَم، عمّهجانِ نیمهجانَم ای پریشان زینب... ***** از کربلا به کوفه، از صبحِ کوفه تا شام بگذاشت تازیانه، پا جای پای زینب پیراهن حسین را، از او جدا نسازید این کهنهیادگاری، مانده برای زینب نفَسم محبوسه، محبوسه، محبوسه روضههاش کابوسه، کابوسه، کابوسه صحبت از ناموسه، ناموسه، ناموسه ای پریشان زینب... ***** نه باور ندارم، دستای زینب رو بستن نه باور ندارم، سنگا پیشونیشو شکستن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد