غصه نخور خدا کریمه زهرا

غصه نخور خدا کریمه زهرا

[ ابوذر روحی ]
غصّه نخور خدا کریمه زهرا
نگو همش حالت وخیمه زهرا
خود ببین این زندگیمه زهرا

تو رو اینجوری می‌بینه می‌شکنه دل حسن
پاشو دستامو بگیر تو خونه باز قدم بزن
حرف رفتنُ نزن

خوب نشد زخمای سینه‌ی تو
خوب نشد چرا سرگیجه‌ی تو
خوب نشد ۲

خوب نشد چرا زخم سرِ تو
خوب نشد دردای پیکیر تو
خوب نشد ۲

فاطمه جانم

چند روز سرفه‌هات عجیبه زهرا
ذکر لبت امن یُجیب زهرا
نرو سفر علی غریبه زهرا

زندگیه خوبی که داشتم باهات نظر زدن
من به کی بگم ناموسمو چهل نفر زدن

خوب نشد ورم ابروی تو
خوب نشد زخمای پهلوی تو
خوب نشد ۲

خوب نشد سوختگیِ پیکرت
خوب نشد درد هر شب سرت
خوب نشد ۲

فاطمه جانم

نظرات